دومین نشست

خدایا شروع سخن نام توست
وجودم به هرلحظه آرام توست
دل از نام و یادت بگیرد قرار
خوشم تا که باشی مرا درکنار
حضور تو را در دلم دیده ام
مدوام تو را هم پرسیده ام
ولی از صفاتت چه گویم سخن
بی شک نگنجی به افکار من
سخن گفتن از تو یقین مشکل است
اگر چه جمالت به جان و دل است
بزرگی فقط در تو معنا شود
وجود از نگاه تو پیدا شود

 

صحبت امروز ما بحث مسوولیت اجتماعی است که همواره با اخلاق و حساسیت‌های‌مان در خصوص مسایل پیرامون همراه بوده است. مسوولیت اجتماعی موضوعی است که می‌بایست موجبات تلاش همگانی( فرد، خانواده، سازمان، جامعه) را سبب شود تا به شکلی شایسته نسبت به آن چه که می‌تواند بقای انسان را تضمین نماید اقدامات لازم صورت پذیرد. بی‌شک زیربنای مسوولیت اجتماعی از فرد آغاز و به گروه و جامعه ختم خواهد شد و به طور حتم میزان تاثیرگذاری آن نیز به همان نسبت افزایش خواهد یافت. این مقوله رابطه بسیار نزدیکی با فرهنگ دارد و به هر میزان که عمیق باشد تاثیرگذاریش نیز به همان اندازه خواهد بود و پایداریش نیز.

در این بین، رفتار سازمان‌ها که نشات گرفته از باورها و ارزش‌های زیربنایمان می‌باشد، نقش تعیین کننده‌ای در بحث مسوولیت اجتماعی و سرفصل آن خواهد داشت چرا که این نگرش، پایداری توسعه را تضمین می‌نماید.

به همین منظور نیاز به متخصصانی داریم که به ما کمک نموده و راهنمایمان نمایند. ما امروز در خدمت این بزرگواران هستیم تا به ما گوشزدهای لازم را یادآوری نمایند.

خانم دکتر خوارزمی

برای من افتخاری است که در جمع شما عزیزان باشم. من به آقای امیراحمدی نمی‌توانم نه بگویم. ما در هوای خوب کیش داشتیم کارمان را می‌کردیم و ایشان با جاذبه خودشان ما را به این‌جا آوردند. من واقعا خوش‌حالم که با فدراسیون صنعت نفت آشنا شدم چون به تشکل اعتقاد وجودی دارم آن هم از نوع فدراسیون نفت که حامی مسوولیت اجتماعی است. آقای دکتر پدیدار هم شرمنده کردند.

جنس سخنرانی امروز من با همه سخنرانی‌هایی که داشتم فرق می‌کند. امیدوارم خسته نشوید و بتوانم پیامم را از این طریق به شما منتقل کنم چون خودم پرچمدار مسوولیت اجتماعی هستم می‌دانم.

سال‌ها پیش، یکی از دانشجویانم به عنوان پایان‌نامه MBA تحقیقی روی یکصد شرکت بخش خصوصی انجام داد و تأکید اصلی هم روی این بود که مضامین مسوولیت اجتماعی را در ایران بشناسیم. این مضامین آن‌قدر پراکنده بود و این تحقیق به قدری جالب بود که من هنوز که هنوز است هر جا راجع به مسوولیت اجتماعی صحبت می‌کنم به آن فکر می‌کنم. من امروز توسعه پایدار روستایی را به عنوان یک مضمون برای مسوولیت اجتماعی شرکت‌ها مخصوصا فدراسیون مطرح می‌کنم.  عرض می‌کنم که چرا در سن ۶۸ سالگی در باره توسعه پایدار روستایی می‌خواهم صحبت کنم یعنی موضوعی که اصلا دغدغه حرفه‌ای و روشنفکری من نبوده است.

مسوولیت اجتماعی در ذاتش عالی‌ترین فضیلت انسانی است. یعنی هر کسی نمی‌تواند ادعا کند که من به عنوان یک شرکت، سازمان یا وزارتخانه با دل و جان وارد گود مسوولیت اجتماعی شده‌ام مگر این‌که کسی که دارد این فکر را راهبری می‌کند با تمام وجودش این اندیشه را درک کرده باشد و این موضوع برایش تبدیل به یک فضیلت وجودی شده باشد.

تجربه ۲ ساله خودم و همسرم، دکتر شهریاری را به طور عملی خدمت ‌شما معرفی می‌کنم. ما هر جا که می‌خواهیم خودمان را معرفی کنیم، می‌گوییم دو تا عاشق هستیم که آخر عمرمان این پروژه را تعریف کردیم و حالا این تجربه را در معرض داوری و قضاوت شما عزیزان می‌گذارم. بعد از این همه سال که راجع به مسوولیت اجتماعی کار کردم، می‌خواهم تعریف و فهم خودم از مسوولیت اجتماعی را خدمت شما بگویم.

در مسوولیت اجتماعی شخص است که تعیین‌کننده است و من نگاه می‌کنم ببینم چه کسی متولی است.

نوعی هم‌دلی متعالی است با درد دیگران. یعنی کسانی که این هم‌دلی متعالی را نداشته باشند و نتوانند درد دیگران را حس کنند و درد آن‌ها تبدیل به درد خودشان نشود، نمی‌توانند ادعا کنند که می‌توانند وارد گود مسوولیت اجتماعی شوند. به هر حال این‌طور آدم‌‌ها مسوولیت اجتماعی را تبدیل به معنا و فلسفه‌‌ای برای زندگی‌شان کردنده‌اند؛ فلسفه‌ای که با تمام مبانی و فلسفه‌هایی که دیگران برای زندگی‌شان تعریف می‌کنند، فرق می‌کند. این در واقع می‌شود هدف‌شان برای تمام زندگی یعنی برای عمر کوتاهی که مثل برق می‌گذرد. این دغدغه‌ها هر جا که هستند، با آن‌هاست و آرام‌شان نمی‌گذارد. تمام وجودشان آن است که چه کنند که درد و رنج دیگران را کمی کاهش دهند، آن هم به هر قیمتی که هست. کم نیستند آدم‌هایی که به این درجه متعالی رسیده باشند و من با خیلی‌ از آن‌ها در جامعه ایران آشنا شدم. به هر حال مسوولیت اجتماعی انسان را در جایگاهی قرار می‌دهد که در شأن اوست.

اجازه دهید چند پیش‌فرض از این‌که چرا می‌خواهم توصیه کنم، توسعه پایدار روستایی می‌تواند یکی از مضامین مسوولیت اجتماعی فدراسیون باشد، به شما ارائه دهم.

ما ۶۸ هزار روستا در ایران داریم که عقب‌مانده و فراموش شده هستند. آن هم در عصر دیجیتال و به رغم داشتن لیست بلندبالایی از سازمان‌های خصوصی، دولتی و غیردولتی متولی توسعه روستایی. اگر این روستاها در وضعیتی که هستند بمانند توسعه ملی محال است.

در صورت تمایل به مطالعه کامل این نشست بر روی Link کلیک فرمایید.


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار