اولین نشست

مقــدمــه :

مديريت توسعه و توسعه مديريت امري است اساسا دو بعدي. يك فرآيند است نه يك فرآورده. هدف اين فرآيند هدايت تكامل حيات سازماني از طريق ايجاد هم‌افزايي بين دو نياز ظاهرا متضاد است:

نياز اعضا و اجزا به تنوع و آزادي از يك سو و نياز كل سيستم به هم‌آهنگي و وحدت از سوي ديگر.

در غير اين‌صورت در نبود وحدت، اغتشاش و تفرقه حاصله، همان قدر موجوديت سيستم را به مخاطره مي‌اندازد كه متقابلا در نبود تنوع و آزادي، يك نواختي و اختناق منتجه، بقاي سيستم را تهديد مي‌كند. فهم اين پيچيدگي و مديريت اين تعامل به طوري كه اين دو گرايش، نه تنها مانعه الجمع نشوند، بلكه در تعاملي توامان ارزشي افزون بر جمع اجزا توليد كنند، چالش اصلي مديريت معاصر است.

تجزيه دانش به رشته‌هاي تخصصي متفرق، تقسيمات روزافزون سازمان‌ها به زيرمجموعه‌هاي گوناگون و مزيد بر آن‌ها، تمايل نسل جديد كاركنان متخصص (دانشگران) به تك‌روي و استقلال عمل، انسجام و يك پارچگي كلي كه جزيي از آن‌ هستند را بيش از پيش به چالش مي‌كشد. صَرف قسمت اعظم وقت و انرژي مديريت به حل اختلافات فزاينده درون سيستم، ظهور مبحث بي‌سابقه ” آشوب به عنوان آينه تمام نماي بي ساماني سازمان‌هاي مدرن، كوتاه‌تر شدن عمر سازمان‌ها حتي از عمر متوسط انسان‌هايي كه زمام امورشان را به دست دارند و خلاصه شيوع سيستم‌هايي كه ارزش كل آن‌ها كمتر از جمع اجزاي آن‌هاست، حاكي از غلبه روزافزون گرايش اجزا به استقلال و تنوع بر نياز كل به حفظ انسجام و وحدت و درنهايت از دست رفتن تعادل حياتي براي دستيابي به توسعه پايدار نظام‌هاي ” اجتماعي – اقتصادي، سازماني- مديريتي است.

اين پاره پاره شدن‌ها و عملكردهاي جزيره‌اي كار و همكاري را نيز، كه قاعدتا بايد نوعي عبادت خلق وسرمايه جاوداني تلقي شوند، از هرگونه معناي كل‌گرايانه، لطف زيبايي شناسانه و ذوق كمال‌جويانه تهي ساخته است. تسري احساس سردرگمي و افسردگي  به جاي تجربه سازندگي در سفينه سرگردان سازمان‌ها نشان از قرباني شدن تعادل كل سيستم در مسلخ مطامع و برد و باخت‌هاي اجزاست.

اين افراط نوظهور كاملا در جهت عكس تفريط سنتي آن عمل مي‌كند. نظم پدرسالار با وحدت آهنين و رژيم آمرانه ملازم آن براي شرايطي با ثبات ساخته شده بود. نياز حياتي نوظهور به نوآوري مستمر و تحول مكرر نه لازمه آن دوران بود و نه از عهده كاركنان عمدتا فاقد تخصص آن زمان بر مي‌آمد. در واقع وظيفه آن چنان وحدت مكانيكي در نظام سنتي به حداقل رساندن آزادي و استقلال اجزاي سيستم و به حداكثر رساندن تبعيت محض اعضاي سازمان براي حصول اطمينان از عملكرد متحدالشكل و رفتار يكنواخت ماشين سازمان بود.

اكنون در جوامع و سازمان‌هاي مدرن وضع درجهت معكوس دگرگون شده است. با اين پيش فرض غلط كه ثبات و آزادي نه تنها مانعه الجمع بلكه ضد يك ديگرند، اين بار اين وحدت و يكپارچگي سيستم است كه به يك باره قرباني واگرايي اجزا و خودفرماني اعضا مي‌شود. خودستيزي، مرزبندي‌هاي درون سازماني و جنگ قدرت‌هاي داخلي، بهره‌وري كل را نابود، بهترين نيروها را خنثي و دفع، و توسعه درازمدت سيستم را فداي سياست‌هاي خودخواهانه زيرمجموعه‌ها مي‌سازد.

انفجار ناگهاني ادبيات غيرمتعارفي چون مديريت تعارض، تئوري آشوب، مهندسي مجدد، موج برون‌سپاري، مكانيزم بازار داخلي، سازمان يادگيرنده، ساختارهاي ماتريسي و يا شبكه‌اي، … نماينده تراژدي معاصر مديريت است:  ناكارآمدشدن الگوهاي آشناي گذشته و نا آشنايي‌ با الگوهاي كارآمدجديد.

درميان اين كشمكش‌هاي فزاينده،رويكرد سيستمي پاسخي است به چالش از هم‌گسيختگي در سيستم‌هاي معاصر. اين رويكرد نماينده تلاش منظمي است براي برپاكردن پايگاهي نظري و عملي در قلمرو علم و عمل مديريت به منظور دستيابي به تعادلي پايدار و بالنده از طريق عبور به فراسوي گرايش‌هاي ظاهرا متضاد و تركيب خلاق آن‌ها در وحدتي هم‌افزا. از اين قرار اساسي‌ترين چالش حاكميت سازمان‌هاي مدرن بيشينه ساختن توأمانمصالح كل ومنافع اجزاي سيستم‌ در جهات دوگانه و درعين حال مكمل زير است:

  • كثرت و وحدت
  • جزئي نگري و كلان بيني
  • بهبودهاي موضعي و راه‌حل‌هاي جامع
  • پاروزني و سكانداري
  • رفاه مادي و غناي معنوي

از راست به چپ: دکتر رضا پدیدار، دکتر بیژن خرم و مهندس سیاسی راد

از اين قرار، نشستی توسط فدراسیون صنعت نفت ایران با توجه به ملاحظات فوق برگزار شد که در پي معرفي و پايه‌گذاري مباني رويكردي است که
توامان به :

پديده سازمان، نقش فرهنگ و رهبري، عزم استراتژيك، مديريت تحول و معماري سازمان‌هاي يادگيرنده، و سرانجام خلق آينده مطلوب از طريق به دست دادن :

  • راه حلي جامع كه به جاي بهبودهاي مستقل تاكتيكي درپي تحولي يك پارچه و استراتژيك در كل سيستم است (total solution)
  • فرايندي مستمر كه بهبود حال و تحول آينده قصد اصلي آن است،
  • هم‌انديشاني مشترك المقاصد و مشترك المنافع كه از توسعه روز افزون ظرفيت خود براي برآوردن نيازها و خواسته‌هاي خود و ديگران رضايتي عميق تجربه مي‌كنند،
  • ساماني كه در آن جزء و كل همبستگي هم‌افزا دارند و هر كدام موفقيت خود را از طريق توفيق متقابل يك ديگر در بستر توسعه‌ پايدار تعقيب مي‌كنند.

بپردازد، همان‌طور كه از پيامد مقاصد فوق بر مي‌آيد، در پي معرفي رويكردي جامع و اساسا متفاوتي است که توسعه هم افزای پایدار را در حیات اجتماعی ممکن سازد و بر اساس ان به تاسیس جامعه ای مشترک المقاصد و مشترک المنافع توفیق یابد.

 

داود امیراحمدی

دبیرکل فدراسیون صنعت نفت

…حل مشکلات پیش رو بدون تحول رویکردی که خود موجب آن است میسر نخواهد شد. جایگاه امروز ما هر آن چه هست، بی شک حاصل دانش، تجربه، نیاز، تعاملات، دیدگاه و عمل ماست و اگر مطلوبمان نیست باید چاره ای اندیشید. بی شک این اندیشه می بایست فراتر، بسیط‌تر و عمیق تر از میزانی باشد که ما را دچار آن نموده است. ما برای حصول به این سطح از اندیشه نیاز به تعامل، تفاهم در تعامل و در ادامه نیاز به هم افزایی داریم.

متاسفانه امروز دیدگاه بسیاری از دولت مردان به بخش خصوصی مثبت نیست و بارها از طرق مختلف بدان اشاره کرده اند. پاره ای از این نگرش ها به قرار ذیل است :

  • حضور و فشار بخش خصوصی در اتخاذ تصمیمات و تصمیم سازی های عاقلانه اقتصادی بسیار کاهش یافته است.
  • بخش خصوصی می تواند تحولی اساسی در اقتصاد ایران ایجاد کند اما حضور کم رنگی دارد.
  • ما شاهد افول جدی در حضور موثر پارلمان بخش خصوصی در صحنه تصمیم گیری و اجرا هستیم و این بخش به تحرک و تحول مجدد نیاز دارد.
  • بخش خصوصی ما هر جا بحث توزیع منافع بی‌هزینه و تسهیلات ارزان‌قیمت است، استقبال می کند و به تعارض آن با اقتصاد آزاد توجه نمی کند و هر جا که این منافع قطع شد، صدایش در می آید.
  • بخش خصوصی طوری عمل می‌کند که هر کسی بنگاه خودش را دارد، هر کدام از شما بنگاه خود را به خوبی اداره می‌کنید اما برای تشکیل یک بنگاه بزرگ باید هم‌اندیشی کنید. حتی می‌توانید تأسیساتی را خارج از مرزهای ایران داشته باشید اما برای ایران کار کنید.
  • بخش خصوصی به منافع، بیشتر از جان انسان‌ها فکر می‌کند.
  • در حال حاضر پارلمان بخش خصوصی فشار کمتری را به دولت در بخش تصمیم‌گیری‌ها می‌آورد در حالی که باید سوال‌کننده باشد و از دولت پاسخ بخواهد.

اما زمانی که از بخش خصوصی سوال می‌شود که جایگاه خود در نظام کلان اقتصاد کشور را چگونه می بینند، این دیدگاه را ندارد و همواره دولت را ترمز حرکت خود می پندارند. بخش خصوصی اعتقاد دارد که طی سال های بعد از انقلاب، در طول جنگ تحمیلی و پس از آن توانسته با حضور خود در عرصه‌های مختلف و متفاوت به میزان قابل توجه‌ای موثر واقع شود و در این بین دانش و تجربه خوبی هم کسب نماید.

اما حضور بخش‌هایی به ظاهر خصوصی در دهه اخیر از یک سو و کم توانی، مدیریت جزیره ای، منافع سازمانی، قضاوت های سطحی، نبود برنامه، شخصی سازی امور، محور نبودن دیدگاه کلان و … از سوی دیگر باعث کم رنگی و در پاره ای موارد بی رنگی بخش خصوصی واقعی شده است. چنان چه بخواهیم دیدگاه این دسته از مسوولین را نسبت به بخش خصوص تغییر دهیم و به توانی برسیم که بتواند نیاز کشور را درحوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … مرتفع نماید می بایست بخش خصوصی واقعی را به اجماع برسانیم.

ما در فدراسیون صنعت نفت ایران مبدا حرکت را درست تعریف کردیم تا مقصد هم درست آید. ما معتقدیم به میزان فرصتی که برای توسعه دیگران فراهم می‌کنیم، توسعه می‌یابیم، این دیدگاه و نگرش به لطف خدا و همت اعضای هیات مدیره و همراه نمان در انجمن ها، سندیکاها و اتحادیه‌هایی که به جمع فدراسیون پیوستند و در آینده نیز خواهند پیوست موجب خواهد شد با باور بیشتر و صبورانه حرکت خود را به جلو ادامه دهیم.

ما همان گونه که در بیان مشکلات، ضعف ها، ناکارآمدهای محیط بیرون مان به اجماع رسیده ایم همان گونه نیز باید برای خلق راه کارهای برون رفت از آن نیز به اجماع برسیم. حرف‌ها را زده ایم، امروز وقت عمل است و کار به عمل برآید.

در صورت تمایل به دریافت کامل این مطلب روی دانلود کلیک کنید


%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار